حافظ می گوید:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را     به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را


***


صائب تبریزی هم می گوید:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را     به خال هندویش بخشم سر و دست و تن و پا را

هر آنکس چیز می بخشد ز مال خویش می بخشد    نه چون حافظ که می بخشد سمرقند و بخارا را


***


شهریار هم در جواب صائب می گوید:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را     به خال هندویش بخشم تمام روح اجزا را

هر آنکس چیز می بخشد به سان مرد می بخشد  نه چون صائب که می بخشد سر و دست و تن و پا را

سر و دست و تن و پا را به خاک گور می بخشند     نه بر آن ترک شیرازی که برده جمله دلها را


***


من هم با اجازه ی شما می گویم:

اگر آن ترک شیرازی بدست آرد دل ما را     خوشا بر خال خوشبختش به دست آورد دنیا را

نه جان و روح می بخشم نه املاک بخارا را     مگر بنگاه املاکم چه معنی دارد این کارا؟

و خال هندویش دیگر ندارد ارزشی اصلاً     که با جراحی صورت عمل کردند خال ها را

نه حافظ داد املاکی نه صائب دست و پاها را     فقط می خواستند این ها بگیرند وقت ماها را . . .